مدل ذهنی رشد

سال کنکور اولم در دوره‌ای برای جمع‌بندی درس ریاضی شرکت کردم. روز اول دوره معلم درس برای ما ویدیویی از TED Talks پخش کرد. در این ویدیو دکتر Dweck از مدل ذهنی‌ای سخن می‌گوید که با جمله “هنوز نه” (not yet) دیدگاهی را برای پیشرفت آماده ارائه می‌کند. قصد ندارم صحبت‌های او را بازگو کنم. پیشنهاد می‌کنم ده دقیقه از وقت خود را برای دیدنش بگذارید.

چکیده سخنرانی او این موضوع را بیان می‌کند که شکست الان ما نشان‌دهنده شکست همیشگی ما نیست. الان که بیش از چهار سال از آن زمان می‌گذرد من با کتاب معروف او به نام Mindset آشنا شدم و مشغول خواندن آن هستم. خواندنش به دلیل کم‌کاری من و تلاشم برای عملی کردن این مدل ذهنی کمی طول کشیده‌است.

در این کتاب دو مدل ذهنی ثابت و رشد در برابر هم قرار گرفته‌ و مقایسه شده‌اند. درواقع این باور که ما می‌توانیم با تلاش و تمرین درست استعدادهای خود را پرورش دهیم با مثال‌های فراوان بیان شده و این نوید را به همه می‌دهد که شکست پایان راه نیست و می‌توانیم با اختیار خود شرایط را تغییر دهیم.

خواندن کتاب و آموختن این ذهنیت بدون عملی کردن آن بی‌فایده است. این مدت تلاش کردم همه کارهایم را با این مدل ذهنی انجام دهم. مخصوصاً در کارهایی که این روزها در بیمارستان می‌آموزم. عکس نوار قلبی را که دیدید در همین راستا تهیه شده.

می‌خواستم نوار قلب گرفتن را یاد بگیرم. جایگاه لیدهای نوار قلب را مرور کردم و به بالین بیمار رفتیم. من و دوستم که با دستگاه آشنایی چندانی نداشتیم ابتدا فقط تماشا کردیم. بیمار مرد بود و تکنسین به دلیل موهای سینه بیمار لیدها را با چیدمان عجیب و غریبی وصل کرد.

نمی‌دانم کارش درست یا غلط بود ولی باعث شد در ذهن من تکست‌بوک و عمل مثل دو آهن‌ربا با قطب مخالف از هم دور شوند. نتیجه نوار هم همان عکس است. بیمار بعدی را خودمان لیدهایش را وصل کردیم و فقط می‌توانم بگویم که عملکردمان از تعریف موفقیت‌آمیز فاصله زیادی داشت. به طوری که لیدهای پای چپ و راست را برعکس وصل کرده بودیم و جالب‌تر آن‌که تکنسین گفت که مهم نیست!

اخیراً نمونه خون گرفتن را یاد گرفتم و اگر فرصتی باشد آن را تمرین می‌‎کنم. خوش‌حال شدن پرستارها از این موضوع و کمک آن‌ها هم باعث دل‌گرمی است. تعداد دفعاتی که انجام دادم هنوز به انگشتان دو دست نمی‌رسد. یکی از بیماران پیرزنی بود که مرا یاد مادربزرگم می‌انداخت. پیدا کردن رگ مناسب برای او کار سختی بود. تورنیکت بخش گم شده بود و به اجبار از ست سرم برای بستن رگ باید استفاده می‌کردم. به سختی رگی را برای ورود سوزن انتخاب کردم ولی تلاش اولم ناموفق بود.

ناراحتی‌ام از به درد آوردن او با کلافگی‌ام بخاطر شکستم جمع شده بود و شرایط سختی برایم درست شده بود. با کمک پرستار بخش رگ دیگری پیدا کردیم و برای بار دیگر تلاش کردم. دوباره موفق نبودم. چون رگ بهتری پیدا نکرده بودیم بدون در اوردن سوزن سرنگ را به پرستار بخش سپردم تا او ادامه دهد. او کمی سوزن را جا به جا کرد تا بالاخره توانست از اون خون بگیرد. کاری که من در آن لحظه نه دلش را داشتم نه مهارتش را. شاید اگر این مدل ذهنی را تمرین نمی‌کردم این آخرین تلاشم برای نمونه گرفتن می‌شد.

ولی من قرار نبود به این راحتی‌ها تسلیم شوم. بیمار بعدی مردی میان‌سال بود که نمونه گرفتن از او نسبتاً ساده‌تر بود. این‌بار خوشبختانه موفق شدم. کمی خیالم راحت شد ولی هنوز نمونه گرفتن از بیمارانی که پیدا کردن رگ آن‌ها کار سختی است برایم چالش برانگیز است.

این تمرین‌ها شروعی‌ است برای مسیری بی‌پایان. نوشتن‌شان کمک می‌کند بتوانم در ذهنم شیب نمودار عملکردم در گذر زمان را پیدا کنم چون اکنون می‌دانم ضعف الان من نباید معیار ناتوانی‌ام برای همیشه باشد. همان‌طور که با یک نقطه از نمودار نمی‌توان شیب آن را محاسبه کرد من در تلاشم ادامه نمودار را با شیب مثبت برای خودم بسازم.

5 دیدگاه روشن مدل ذهنی رشد

  • سلام علی سینا
    بابت قرار گرفتن در ریل نوشتن بهت تبریک میگم.
    خوشحال میشم از کتابی که معرفی کردی همینجا یا جداگانه بیشتر بگی.

    • سلام مهدی.
      ممنونم ازت.
      حتماً ازش بیش‌تر می‌نویسم در آینده نزدیک. حس کردم خلاصه کردن کتاب به تنهایی کافی نباشه برای همین توی خودم و اطرافیانم دنبال مصداق هستم ولی به زودی کامل‌تر می‌نویسم.

  • ..::هوالرفیق::..
    علی سینای عزیز،
    سلام؛
    بابت راه افتادن این وبلاگ بهت تبریک میگم. منم مثل مهدی مشتاقم که بیشتر راجع به کتاب Mindset بدونم. حالا که بحث مدل ذهنی شد؛ پیشنهاد می‌کنم اگر هنوز آن را در متمم شروع نکردی، بخوانی. حتما ارزش وقت گذاشتن را دارد. گفتم قبل از این که مهدی! پیشنهادش را بدهد خودم بهت بگویم. 😉

    • سلام امیرعلی.
      این مدت کمی درگیری داشتم و متاسفانه به این‌جا سر نزدم. ببخشید که دیر پاسخت رو می‌نویسم.
      مرسی از تبریک و پیشنهادت. فایل صوتی محمدرضا شعبانعلی رو گوش دادم و حتما متمم رو هم خواهم خوند.

  • درود بر تو علی سینای گل
    از اینکه برای اولین بار در وب از زبان دانشجو های پزشکی میخونم امشب احساس خوبی دارم
    اسفند ماه آزمون علوم پایه دارم و در ابتدای مسیرم.از تجربه هات بیشتر بنویس تا چراغ راه ما باشی.
    پرشور و سازنده باشی

جواب مهدی کاواری را بدهید لغو دیدگاه

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت